عنوان اصلی: The Little Mermaid
سال تولید: ۱۹۸۹
کارگردان: ران کلمنتس، جان ماسکر (محصول دیزنی)
امتیاز متاکریتیک: ۸۸ از ۱۰۰
ایدهی اصلی انیمیشن «پری دریایی کوچولو» که در دههی هشتاد دیزنی را نجات داد و بعد از یک دورهی افول دوباره به اوج قدرت انیمیشنسازی برگرداند از داستانی به همین نام نوشتهی هانس کریستین اندرسن میآید. مردی که بیش از هر نویسندهی دیگری، به عنوان نویسندهی داستانهای کودکانه تاثیرگذار بوده است. با این حال اگر وارد جهان تلخ قصههایش بشوید به وحشت میافتید.
چرا بین همهی انیمیشنها و افسانههای پریان دیزنی این یکی تا این اندازه محبوب است؟ میشود دو دلیل برایش پیدا کرد. اول اینکه نیمی از قصهی در یک جهان متفاوت میگذرد. دنیای زیر دریا. دریایی که از نزدیک لمساش کردهایم اما انیماتورهای دیزنی جهانی برایش خلق میکنند که تخیلمان را نسبت به آنچه زیر این سطح آبی بیکران وجود دارد به جنبش درمیآورد. دلیل مهمتر اما کاراکتر اصلی قصه است: آریل، پری دریایی کوچولو جزو معدود شاهزادهخانمهای دیزنی است که منتظر شاهزادهی سوار بر اسب سفید نمیماند تا بیاید و از چنگ دشمنان نجاتش بدهد.
در انیمیشن پرنس اریک به جز آن نبرد آخر با جادوگر هیچ کنش موثر و هیجانانگیزی ندارد در حالی که این آریل است که به شیوهی فاوست با شیطان معامله میکند. آنقدر عاشق است که خانوادهاش را رها کند و از صدایش بگذرد تا به جهانی راه پیدا کند که معشوق در آن زندگی میکند.
آریل است که به کمک دوستانش دنبال اریک راه میافتد تا او را از ازدواج با جادوگر پلید نجات بدهد. دیزنی سعی کرد اقتباس وفادارانهای از قصهی اندرسن داشته باشد اما جهان اندرسن برای انیمیشن آمریکایی بیش از اندازه سیاه و تلخ بود و اینبار خدا را شکر که استودیو در داستان اندرسن دست برد. تحملش را داشتید آریل بعد از همهی آن ماجراها ببیند معشوقش یک موجود خائن معمولی است که به او پشت میکند و با زن دیگری ازدواج میکند؟
هرچند نتیجه ماجرا در داستان اندرسن عمیقتر و پختهتر است. منطبق بر آن جمله معروف «من عاشق عشقم نه عاشق معشوق»، آریل فقط برای عشقی که خودش دارد معاملهی دوباره با جادوگر را نمیپذیرد و درنهایت به کفی روی دریا بدل میشود. با وجود پایان خوش دیزنی هنوز هم میتوانید رگههای جهان حزنآلود اندرسن را در انیمیشن «پری دریایی کوچولو» پیدا کنید.

